علي بن حسين انصارى شيرازى

18

اختيارات بديعى ( قسمت مفردات ) ( فارسى )

حرف حا گفته‌ايد صاحب مخزن الادويه مىنويسد : ابرون بفتح همزه و ضم را لغت يونانيست بمعنى دايم الحيات و از اخزان نمىباشد و آن را به فارسى هميشه‌بهار گويند . بانگليسى OX - EYE ابرار القطه هم حى العالم است و گفته شود آبل قاقله صغار است چون از غلاف بيرون كنند لاحى گويند و غلاف آن مثلث باشد و آن دو نوع است يك نوع به مقدار جوز بويا بود مثلث‌شكل و يك نوع مانند استخوان بليله بود گردشكل و پوستى رقيق به روى بود هر دو نوع قاقله كوچك و هيل و هال بويا و هليله بويا شوشميز نيز خوانند و طبيعت آن گرم و خشك در درجه سيم و بهترين وى آن بود كه بغايت بوى تيز داشته باشد و منفعت وى و قوتش مانند قرنفل است جهت معده سرد و جگر سرد سودمند بود و قى بازدارد و گويند كه لطيف‌تر از قاقله بزرگ است . صاحب مخزن الادويه تحت عنوان قاقله مىنويسد : بيونانى قطيداوس و بسريانى شرفيون و شوشما و بفرنگى كروموم و بپارسى هيل و به عربى هال و بهندى الايچى نامند انگليسى CARDAMON فرانسه CARDAMOME آبركاكيا و آبر كاكياب نيز گويند و آن نسج العنكبوت است بپارسى كره گويند و بشير از كرتينه و منفعت وى آنست كه چون بر جراحت نهند خون بازدارد و رها نكند كه آن جراحت ورم كند و چون سركه بر آن چكانند و بر دمل نهند در ابتداى آن رها كند تا خشك شود و سودمند بود و رها نكند كه دمل بزرگ شود و بازگرداند و اگر نقره بدان بمالند جلاى تمام بدهد و اگر كرتينه كه در تابستان باشد كثيف و سفيد بود در پوست ببندند و در بازوى كسى كه او را تب ربع بود بندند زايل كند اتان اتان خر ماده است و شير وى به جهت مسلول بغايت نافع بود اترج به فارسى ترنج مىخوانند و پوست زرد آن گرم و خشك است در درجه دويم و گوشت او گرم و تر است در درجه سيم و تخم آن گرم است در وى اندك رطوبتى هست و ترشى آن سرد و خشك است در درجه دويم و صفت وى آنست كه كلف زايل كند چون طلا كنند و خفقان كه از حرارت بود خوردن آن سود دهد و صفرا بشكند و اشتهاى طعام بازديد كند و ماليخوليائى را كه از صفراى سوخته بود سودمند بود و قوت دل دهد و دفع خمار كند در وى ترياقيت است و نافع بود جهت گزندگى مار و جراره و گزندگان موذى و جهت ترياق نافع بود و اما سينه و عصب را زيان دارد شراب خشخاش بود و بدل آن ليمو بود و بوئيدن آن دفع عفونت مواد و با كند اما دماغ گرم را زيان دارد و مصلح وى بنفشه بود و قشر آن از ادويه قلبى است و مفرح و ترياقيت در وى هست و بوى دهان خوش كند چون در دهان نگاهدارند و چون بر برص طلا كنند نافع بود و اگر در طعام كنند قوت هضم بدهد و عصارهء وى سودمند بود جهت گزندگى افعى و اگر همچنان ضماد كنند همين عمل كند و اگر در خمر اندازند زود ترش كند اما گوشت وى بطى الهضم بود و معده را بد بود و قولنج آورد و چون بعسل مربا كنند سالم بود اما دانه وى سودمند بود جهت گزندگى عقرب چون دو مثقال مقشر كنند و به آب نيمگرم بياشامند و به شراب اگر بيخته و بكوبند و بر آن موضع طلا كنند نافع بود و ورمها را تحليل برد و اگر در ميان جامه‌ها كنند جامه را نگاهدارد از خوردن جانوران و ديسقوريدوس گويد دانه وى با دو جزو فلفل سفيد سحق كنند و زن كه بياشامد بچه بيندازد و بخور كردن وى بواسير را نافع بود و قوت ورق آن مجفف و محلل بود طعام را هضم كند و مسخن معده بود و سده بلغمى بگشايد و مسكن نفخ بود و مقوى احشا و معده بود و منفعت آن